تبليغاتX
زن متولد ماکو 2

یک شعر فولکلوریک ترکی آذربایجانی

این شعر در شهر خرمدره زنجان توسط زنان برای سرگرم کردن کودکان خوانده میشود .

باجادان باخدیم ایشیقیدی   ( ازسوراخ پشت بام نگاه کردم ، هوا روشن بود )
لنگری دولو قاشیقیدی   ( لنگری  پر از قاشق بود )
تککه قازاندا قاینار   ( بز در دیگ می جوشد )
قنبر یانوندا اوینار  ( قنبر در کنارش بازی می کند )
قنبری قورد آپاردی   ( قنبر را گرگ برد )
قویروقو یرده قالدی   ( دمش به جا ماند )
قویروقون آتدیم تاتا   ( دمش را به تات دادم )
تات منه دارو وئردی   ( تات به من ارزن  داد )
دارونو سپدیم گوشا   ( ارزن را برای پرنده ریختم )
گوش منه قانات وئردی    ( پرنده به من بال داد )
قاناتداندیم اوشماقا   ( پر باز کردم برای پریدن )
حق قاپوسون آچماقا   ( برای باز کردن دروازه های حق )
حق قاپوسو کلیددی   ( دروازه حق قفل است )
کلید دایوم بئلینده   ( کلید آن به کمر دائیم بسته است )
دایوم گیلان یولوندا   (  دائیم در راه گیلان است )
گیلان یولو سر بئسر  ( راه گیلان سراسر )
ایچیندا ماهو گه زه ر   ( داخلش ماهی رفت و آمد می کند )
ماهونو وردوم داشانا   ( ماهی را به سنگ زدم )
گوزلره دولدو یاشنا   ( چشمانش پر از اشک شد )
گیتده دوغدو بیر اوغلان   ( رفت و پسری زائید )
آدون قویدو سولئیمان   ( اسمش را سلیمان گذاشت )
سولئیمان گئتدی اودونا   ( سلیمان برای آوردن هیزم رفت )
قارقا باتدی بودونا   ( کلاغی به رانش فرو رفت )
قارقا دیگیل قمیشدیر  ( کلاغ نیست که ترکه نی است )
بیش بارماقی گوموشدو   ( پنج انگشتش نقره است )
گوموشلری  ایتیردی   ( نقره ها را گم کرد )
هیندوستانا یئتردی   ( به هندوستان رساند )
هیندوستانین آتلاری   ( اسبهای هندوستان )
اونو گوردیله کیشنه دی   ( با دیدن او شیهه کشیدند )
منده آرپا بوغدا یوخودور   ( من جو و گندم نداشتم )
شاه قیزندا چوخودور  ( اما پیش دختر شاه زیاد بود )
شاه قیزی قالی توخور  ( دختر شاه قالی می بافد )
ایچنده بولبول اوخور   ( داخل قالی بلبل می خواند )
اوندا کیچیک قارداشی   ( برادر کوچکش )
تاری نین کلامون اوخور   ( سخن خدا را می خواند )

....

لنگری : نوعی ظرف مخصوص قدیمی

تککه : بز

قنبر یا غمبر : نامی برای میمون

تات : نامی که برای غیر آذربایجانی گفته می شد .

دارو : ارزن

قه میش : نی

داخل قالی بلبل می خواند : کنایه از زیبائی قالی که بلبل را به اشتباه می اندازد .

تاری : خدا

...

ارسالی غریبه

 

http://astireh.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در شنبه چهاردهم مرداد 1385 و ساعت 0:5 |