تبليغاتX
زن متولد ماکو 2 - هذیان - زنده یاد اخوان ثالث

هذیان

 

امشب هنوز افسرده ام ، زان غم که دیشب داشتم

دیشب که باز از دست دل ، روحی معذب داشتم

هی می شدم چون یاسمین ، گاهی چنان گاهی چنین

هذیان که می گفتم یقین ، تب داشتم تب داشتم

چون محتضرها می زدم ، در عالم دیگر علم

اما حبیبا باز هم ، نام تو بر لب داشتم

با کفر من زان لاولن ، دیگر دم از یارب زدن

زشت است اما باز من ، نجوای یارب داشتم

تا بامدادان هم به جان ، بر خود نمی بردم گمان

سرگشته بودم وای از آن ، حالی که دیشب داشتم

دستم به سر پایم به گل ، جانم به لب روحم کسل

می دانی ای مطلوب دل ، آخر چه مطلب داشتم

از خاک درگاهت به سر ، تاجی زدم با یک نظر

زیرا که چون مرغ سحر ، از باد مرکب داشتم

نامهربانا دلبرا ، در ماه می دیدم ترا

بر دامن از این ماجرا ، یک چرخ کوکب داشتم

« امید » جان در برده ام ، شب را به روز آورده ام

اما هنوز افسرده ام ، زان غم که دیشب داشتم

زنده یاد : مهدی اخوان ثالث (م . امید )

 
+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 و ساعت 11:35 |